تبليغاتX
کار در استرالیا

خب اینطور که پیداست مشتریهای این وبلاگ کم شدن !! آخه اینجا مگه چیز بدرد بخوری هم هست ؟ ۶ ماهه هیچی توش ننوشتم سوت و کور شده راستش گرفتاری زندگی و یخوردم تنبلی نمیگذاشت که اینجا چیزی بنویسم الانم که اومدم فقط یه خودی نشون بدم و برم !

من هنوز ایرانم و ............. دیگر هیچ ! بسرعت دارم به سپتامبر نزدیک میشم باید قبلش حتما وارد خاک استرالیا بشم خب هنوز ۴ ماهی وقت دارم ولی من که نمیخوام بگذارم اون بیخ کار برم واسه همین دیگه کم کم دارم شروع میکنم بارو بندیلو بستن . یه چیز جالب که تا حالا واسه من تو روند مهاجرت اتفاق افتاده اینه که تو هر مرحله فکر میکینی که خان مشگل کار رو گذروندی در حالی که هرچی جلوتر میری خان بعدی مشگلتر میشه . اون اول کار فکر میکردم گرفتن آیلتس خیلی سخته و لی اون آسونش بود تازه ویزام هم که صادر شد هنوز که کار مهمی انجام نشده ! حالا رفتن و مستقر شدن و از همه مهمتر پیدا کردن کار شده سخت ترین خان ! ( نمیدونم کدوم خوان این هفت خان که میگن ، اونی که اینطوری مینویسن "خوان" یا اونی که اینطوری مینویسن"خان") حالا هرچی هست ظاهرا" پیداست که با این اوضاع احوال رکود اقتصادی در دنیا این آخری دیگه واقعا ......... نه نه نه منفی بافی نباید بکنم اما این که منفی بافی نیست این واقعیته!!چه میشه کرد اینم از شانس ماست دیگه ولی نا امید نیستم میرم به امید خدا شد که چه بهتر نشد که بازهم چه بهتر تر این زندگی یطوری باید بگذره دیگه نه؟!!

آهان داشت یادم میرفت بگم ، حالا به فرضم که من رفتم و کار خوب هم گیر آوردم حالا بعدش که چی ؟ این روزها همش فکر میکنم که باید هر طوری شده ۴ سال اونجا دوام بیارم که سیتیزن بشم ، تا سیتیزن نشم فایده نداره ! میبینید همینطور پشت سر هم ادامه داره این راه اگه یه جایی متوقف بکنی همه چیز رو بیهوده دنبال کردی و زحماتت از بین میره البته زندگی کلا اینطوریه همش خوان میاد جلو آدم که باید طی کنی از هفت تا خوان خیلی بیشتره کاریش هم نمیشه کرد فقط اگه بخوای راحت رد بشی باید انگیزه داشته باشی ، انگیزه خیلی کمک میکنه که با جدیت و محکم جلو بری و ........و دیگر هیچ!

حوصله داشتید برام دعا کنید .

نوشته شده توسط رضا در ساعت 0:7 | لینک  | 

سلام . خیلی وقته که اینجا چیزی نمینوشتم . راستش دیگه حوصلم سر رفته بود از بس انتظار این ویزا رو کشیدم . ۲ سال پیش شورو حالی داشتم واسه رفتن ، اصلن فکر نمیکردم اینقدر راه پر پیچ و خم و سختی باشه . هفت خوان رستم و باید طی کنی تا اقامت رو بتونی بگیری . ولی شکر خدا دیگه تموم شد .

هر کدوم از مراحل کار رو که پشت سر میذاشتم واسه خودش لطفی داشت . از امتحان آیلتس گرفته تا الان . واسه هر کدوم مردم و زنده شدم . خیلی راحت نیست بدون وکیل اونها که خودشون اقدام کردند حرف منو میفهمند . اینترنت بهترین کمک رو میتونه به تازه کارها بکنه ، من که اون اول کار با چند تا وکیل مشورت کردم تازه نا اومیدم هم کردند . یکیشون میگفت که اصلن رشتت تو لیست نیست یکی دیگه میگفت با فوق دیپلم نمیشه یکی دیگشون اصلن ترجمه رشته منو به انگلیسی نمیدونست الکی میگفت نمیشه . خلاصش کنم اگه پشت کار خودم نبود الان ویزا نداشتم .

کار تا مرحله اسس و لاج مدارک بخوبی پیش رفت . تو ماه نهم بودم که بدون اینکه کیس آفیسری در کار باشه چک محل کار شدم . از دو محل سابقه کار رد کردم هر دو جا تلفنی چک شد ه بود . شانس من هم اون موقع سر کار نبودم . گذشت و خبری نشد ۱۰ ماه هم شدو کیس آفیسر خودشو معرفی نکرد . منم به خیال اینکه چک محل کار ایرادی نداشت مدارک سو پیشینه رو سر خود فرستادم رفت بلکه پروندم تکونی بخوره . ولی بازم خبری نشد . یه سفر به عراق داشتم از ترس اینکه مشکل ساز نشه بهشون  خبر ندادم در صورتی که باید این کار رو میکردم . البته چند بار تو همین مدت هم محل کارم رو عوض کردم و فرم تغییرات پر کردم فرستادم . ماه ۱۸ شد بازم خبری نشد . نه از کیس آفیسر نه ........ دوباره سرخود مدیکال رو هم فرستادم رفت حدود دو ماه بعد یه ایمیل زدند بهم که مدارک پزشکیت ایراد داشته و یه نامه دادند که بدم به پنل دکتر و آزمایشات رو دوباره تکرار کردم . خود دکتر که میگفت هیچی نیست و نمیدونست چرا دوباره ازم مدیکال خواستند . از اینجا بود که پروندم جون گرفت . بعد مدیکال ۲بار ازم فرم ۸۰ خواستند و هر بار به یه چیزی گیر میدادند . خوب حق هم داشتند من یکمی بی دقتی کرده بودم و فرم رو درست پر نکرده بودم . مدت خدمت سربازی رو هم توش ننوشته بودم . چون تو فرم از سفر خارج از کشور پرسیده بودند مجبور شدم سفر عراق رو توضیح بوم اونم با تاخیر ۱۶ ماهه . ولی چاره ای نبود چون اگه نمینوشتم و ویزا صادر میشد ممکن بود بعدن دچار مشکل میشدم اینه که روزه شک دار نگرفتم.

 حدود یه ماه پیش یه ایمیل زدند که بله ما اومدیم محل کار شما نبودین و تاریخ استخدامی که تو نامه سابقه کار نوشتی با تاریخی که کارفرما موقع چک محل کار گفته فرق داره و......کلی ایراد . آخرشم نوشته بود که اگه توضیح قانع کننده ندی بهت ویزا نمیدیم . حالا خر بیارو باقالی بارکن ؛ بعد یکسال که از چک محل کار میگذره تازه اومدن میگن که پارسال چک کردیم اینطوری بوده!! خوب لال بودین اگه زودتر میگفتین؟ 

بدتر از همه اینکه سابقه بیمه رو هم ازم خواسته بودن . ۲۸ روز فرصت دادن که جواب بدم . با چه زحمتی سابقه بیمه رو جمع کردم تو یه مرکز بیمه و یه نامه با مکافات گرفتم . تاریخ و مدت زمان بیمه با تاریخ و مدت زمانی که تو نامه سابقه کارام نوشته بودم اصلن همخوانی نداشت . آخه از همون اول که کارفرما برام بیمه رد نمیکرد که . یه مدت هم واسه آیلتس میخوندم بیمه رد نکرده بودم . منم دیدم بهترین کار اینه که تو یه نامه مفصل همه چیزو صادقانه توضیح بدم و ازشون بخوام که دوباره چک محل کار کنن . نامه رو نوشتم و تقصیر رو انداختم گردن اون کسی که به تلفن جواب داده ؛ گفتم شایدم بازرس سفارت اشتباه کرده باشه و تاریخ رو درست متوجه نشده . در آخر نامه هم حسابی شاکی شدم به کیس آفیسر گفتم که من ۲ سال علافم ، اون موقع که من فایل باز کردم یکساله ویزا میدادین تازه اسم من تو  demand list هم هست امتیازم هم بجای ۱۲۰ بود ۱۴۵ دیگه چه مرگتونه که بهم ویزا نمیدین؟  

دیگه زده بودم به سیم آخر نامه رو تایپ کردم امضا کردم و همراه سابقه بیمه اسکن کردم فرستادم رفت . راستی یادم رفت بگم که مدرک سو پیشینه رو هم دوباره ازم خواسته بودند اونم اسکن کردم . من ۲بار مدیکال و سو پیشینه دادم . ۳ بار هم فرم ۸۰ ، بازم خدا خیرشون بده که هر مشکلی بود بهم اطلاع میدادند . مخلص کلام اینکه ۲ روز بعد از اینکه این مدارک رو ایمیل کردم میلم رو که باز کردم یه ایمیل از دیاک داشتم . گفتم که یا ویزام رد شده یا ازم فرم ۱۲۲۱ رو خواستند که این به معنای اتمام کاره . همچین که نامه رو که به pdf بود رو باز کردم ۲ متر پریدم هوا!!!!! خودش بود ویزام صادر شده بود ، خیلی برام غیر منتظره بود آخه فرم ۱۲۲۱ رو هم نفرستاده بودم هنوز ! .

 ولی خوب شد که آخر کار دوباره ازم مدیکال و سو پیشینه رو خواستند چون الان حدود یکسال بهم فرصت دادند که وارد خاک استرالیا بشم. خیلیها عجله میکنند و زود اینها رو میفرستند اونوقت آخر کار بهشون مثلا ۳ ماه بیشتر فرصت نمیدند که برند، تو فرصت کم و با عجله مجبورن که خودشونو جمع کنند.

 

اینارو اینجا نوشتم که هم واسه خودم موندگار بشه و هرباری بیام سر بزنم هم برو بچه هایی سایت زیر آسمان استرالیا که قولشو بهشون داده بودم بیان بخونن یکمی نگرانیشون بر طرف بشه. موقعی که من کارمو شروع کردم سایت زیر آسمان استرالیا یه وبلاگ بود .هر روز بهش سر میزدم و تمام مطالبش حتی کامنتهایی که بقیه میگذاشتند رو میخوندم . همینجا از الهام و نیکی مدیران این سایت تشکر میکنم . بنظرم خیلی بهتر از وکیل بهم کمک کردند.

نوشته شده توسط رضا در ساعت 21:52 | لینک  | 

 

بالاخره ویزام

اومد..........هوراااااااااااااااااا

نوشته شده توسط رضا در ساعت 21:3 | لینک  | 

دوماهی میشه که اینجا هیچی ننوشتم، چون مثل قبل حال وحوصله دنبال کردن مسائل استرالیا رو نداشتم . آخه هیچ خبری از ویزا و اداره مهاجرت نیست .من خودم هر روز به وبسایت زیر آسمان استرالیا(الهام) سر میزنم. شما هم اگه میخواید از غافله عقب نمونید حتما این کار رو بکنید. فعلن برای اینکه در این وبلاگ تخته نشه یه مطلب  میگذارم . البته ربطی به استرالیا نداره:

There was a shopping center where guys could go and choose their favorite wives. The building had 5 floors. The higher floors had ladies with better characteristics. But if you entered one floor, you would have to choose a lady on that floor and if you went up one floor you couldn’t come down again. Each person could use this facility just once.

Two guys decided to go to this shopping center to choose their favorite wives.

On the first door, it was written: “These ladies have jobs and cute babies”. “Better than not having a job or kids, but I want to see what they have on the other floors”, said one of the guys. So, they went to the second floor.

On the second door, it was written: “These ladies are beautiful. They have jobs with good salary and cute babies”. “hhmm… I’m wondering, what’s the third floor like”, said the other guy.

On the third floor door, it was written: “These ladies are beautiful. They have jobs with good salary and cute babies. They are good at cooking”. “I’m so tempted to see what they have up there” said one of them rushing to the forth floor stairs.

On the forth floor door, it was written: “These ladies are beautiful. They have jobs with good salary and cute babies. They’re good at cooking. They have great goals in life”. Both guys were so excited. One of them cried: “man! What there might be on the fifth floor?” They ran towards the stairs.

On the fifth floor, it was written on the door: “This floor is just to prove that guys are unsatisfiable. Thanks for your time. Have a good day 

نوشته شده توسط رضا در ساعت 22:27 | لینک  | 

امروز بالاخره بعد از ۱۱ ماه یه خبری گرفتم   سه هفته پیش یه ایمیل زدم به دیاک و از وضعیت پروندم و اینکه چرا هنوز کیس آفیسرم مشخص نشده سوال کردم . گفتم نکنه پرونده من افتاده باشه زیر میز کیس آفیسر و تا آخر سال که میخوان خونه تکونی کنن پیدا نشه  
این متنشه هرچند زیاد هم امیدوار کننده نیست ولی خوب بازم جای شکرش باقیه!
 
Dear Sir/Madam

Thank you for your e-mail about your visa application under
Australia?s
General Skilled Migration programme.

I can confirm that your visa application has been assigned to a case
officer.

Please be advised your application is currently undergoing routine
processing.

You may be aware that the assessment of all applications involves both
internal processes and possible liaison with external agencies. These
procedures take time and unfortunately in some circumstances this
process
can take 6 months or longer to complete. Your application cannot be
finalised until the results of these processes have been returned to
your
case officer. 

Please Note: Some processes are undertaken by external agencies and
unfortunately DIAC has no influence over the time taken to complete
checks.


Rest assured your application is still under active consideration and
once
the results are received your case officer will contact you if they
have
any additional requirements.

We appreciate your patience in this matter
 
خیلی ممنون از دوستانی که ابراز لطف کردند بخصوص از آقا جواد از استرالیا !
نوشته شده توسط رضا در ساعت 16:20 | لینک  | 

الان بیشتر از ۱۰ ماهه که پروندمو فرستادم اداره مهاجرت ولی هنوز از کیس آفیسر خبری نیست . پارسال که برای پرمننت اقدام کردم  حداکثر ۷ ماهه کیس آفیسر مشخص میشد ، کل پروسه هم یکسال بیشتر طول نمیکشید ولی الان ..... کمتر از ۱۵ ماه به کسی ویزا نمیدن حتی اینطور که داره پیش میره ممکنه به ۲۰ ماه هم برسه . خیلی بده آدم بلا تکلیف باشه ، بعضی وقتها به خودم میگم بیخیال فرض کن ۴ ساله ویزا میدادند اونوقت چیکار میکردی ؟ ولی بازم نمیشه .

 

بدبختی اینجاست که این طولانی شدن کار ویزا فقط مربوط به ایرانیها میشه و بقیه کشورها کماکان دوروبر همون یکسال و حتی خیلی زودتر ویزاهاشون صادر میشه !  آخه تا کی خفت و خواری؟

نوشته شده توسط رضا در ساعت 21:41 | لینک  | 

قوانین راهنمایی و رانندگی در استرالیا تفاوت های بسیاری با ایران دارند و همین تفاوت ها باعث بروز سردرگمی های زیادی برای مهاجرین ایرانی می شوند. جدول بندی و خط کشی خیابانها، علائم راهنمایی و رانندگی و بویژه قرارداشتن فرمان در سمت راست ماشین از بارزترین تفاوت هایی است که می توان نام برد. و از این رو تطبیق با شرایط جدید رانندگی ممکن است برای بسیاری از ایرانیان ماهها و شاید سالها به طول انجامد.

گرفتن گواهینامه رانندگی در استرالیا کار ساده ای نیست و با توجه به اینکه داشتن گواهینامه یکی از مدارک معتبر برای شناسایی فرد و همچنین رتق و فتق امور اداری است ، در نتیجه باید برای گرفتن آن هر چه زودتر اقدام کرد. عموماً ایرانیانی که پا به استرالیا می گذارند از قبل دارای گواهینامه ایرانی هستند.اما داوطلب باید بتواند از سد امتحان آیین نامه و آزمون شهر برآید تا بتواند گواهینامه کامل خود را دریافت کند.

در استرالیا همانقدر که گرفتن گواهینامه کار سختی است از دست دادن آن کار ساده ای است. برخلاف ایران که بهنگام تخلف، فقط جریمه رانندگی مجازات فرد متخلف است،‌ در استرالیا سیستم درجه بندی علاوه بر جرائم نقدی حاکم است. هر راننده حق دارد در طی ۳ سال تا ۱۲ نمره منفی در پرونده خود داشته باشد و چنانچه این حد نصاب را از دست بدهد گواهینامه رانندگی از وی سلب خواهد شد.

ثبت جرائم رانندگی در پرونده افراد مشکلات دیگری نیز به همراه دارد که مهمترین آن پرداخت بیشتر پول به هنگام بیمه کردن ماشین است. برخلاف ایران، در استرالیا به فردی که مرتکب تخلف رانندگی شود به نوعی به دیده مجرم بالقوه دیده می شود، بدین سبب شرکت های بیمه مبلغ بیشتری از فرد دریافت می کنند چون می دانند که زمینه ارتکاب تخلف در فرد قانون شکن بیشتر از دیگران است و ممکن است شرکت بیمه را در آینده مجبور به پرداخت خسارت نماید.

یکی از علائم راهنمایی و رانندگی جالبی که در بسیاری از بزرگراهها وجود دارد، تابلوی "‌مسیر اشتباه است، دنده عقب بروید" است. شاید کمتر ایرانی وجود داشته باشد که حتی برای ثانیه ای هم که شده در جهت عکس خیابان در استرالیا رانندگی نکرده باشد.

 

 

 

 

خدا رحم کنه .

نوشته شده توسط رضا در ساعت 22:59 | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا در ساعت 22:57 | لینک  | 

 
 
 دوست داريد ايران بميريد يا استراليا ؟ يا بهتر بگم ، بعد ۱۲۰ سال زبونم لال اگه مرديد کجا خاکتون کنند بهتره؟ سيدني، ملبورن،........کجا با کلاستره ؟ اين متنو بخونيد کمکتون ميکنه:

بر اساس اطلاعات مرکز آمار استرالیا، در سال ۲۰۰۵، 130 هزار و 700 نفر در استرالیا جان خود را از دست دادند که از این میزان، 67 هزار و 200 متوفی مرد و 63 هزار و 500 نفر زن بودند. بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ میلادی نیز تعداد ۳۸۸ نفر ایرانی دراسترالیا وفات یافتند که میانگین مرگ ایرانیان در طی این زمان ۶۴.۶ نفر در سال است.

برگزاری مراسم مربوط به خاکسپاری در استرالیا از بعضی جهات بسیار ساده است، چون شرکت های خصوصی بسیاری وجود دارند که وظیفه آنان مدیریت مراسم تدفین است. این شرکت ها از ابتدا تا انتها، مسئولیت تطهیر، خاکسپاری و تشییع جنازه را برعهده داشته و خدمات متنوعی را ارائه می دهند. البته برگزاری مراسم توسط این شرکت ها نسبتاً پرهزینه است.

فرهاد از خدمات این گونه شرکت ها استفاده ای نکرد و پس از مرگ پدرش تمامی اجرای مراسم را با کمک دوستانش انجام داد. فرهاد در خصوص مرگ پدرش می گوید: "پدر من ده سال پس از سکته ای که کرد با بیماریش جنگید و مدت زمان زیادی را در بستر بیماری سپری کرد. من اگرچه از مرگ پدر غمگینم اما از طرفی خوشحالم که او در سالهای پایانی عمرش به بهترین نحو پرستاری شد و پس از مرگ نیز مراسم آبرومندی برای او بر پا شد."

باید گفت که در استرالیا به موضوع مرگ، صرفنظر از مسائل دینی،‌ به عنوان صنعت نگریسته می شود و حتی بعضی سازمانها، بورسیه هایی نیز برای آموزش مراسم تشییع جنازه به علاقه مندان اعطا می کنند. از طرف دیگر، این سازمانها، ‌افراد را ترغیب می کنند تا قبل از مرگ خود درباره چگونگی برگزاری مراسم تشییع جنازه اشان قرارداد ببندند و با خیالی آسوده و به دور از دلواپسی از چگونگی برگزاری مراسم از دنیا بروند.

به عنوان مثال شخص می تواند انتخاب کند که پس از مرگ، جسدش دفن یا سوزانده شود. در کدام قبرستان دفن شود و اینکه چه کسی سخنرانی مراسم یادبود را بر عهده داشته باشد. فرد، قبل از مرگ خود می تواند نوع تابوتش را که چوبی،‌ فلزی یا ضد آب باشد سفارش دهد. نوع موسیقی که در مراسم پخش شود را انتخاب کند. آیا به هنگام تدفین عینک بر چشم داشته باشد؟ و یا مثلا کلاه مورد علاقه ماهیگیری اش به همراهش دفن شود؟ حتی می تواند نام و نشانی کسانی که دوست دارد تابوتش را حمل کنند را به شرکت اعلام نماید تا به هنگام فرا رسیدن زمان مرگ، افراد برای حمل تابوت مطلع شوند . همچنین می تواند سفارش دهد که قبرش چند طبقه باشد.

فرهاد می گوید: "خرید قبر در استرالیا نیز همچون ایران نسبتاً گران است ‌ و می توان تا یک قبر چهار طبقه خریداری کرد. اما ما برای پدرم یک قبر دو طبقه سفارش دادیم."

برخلاف ایران،‌ تعداد قبرستان ها در شهرهای استرالیا کم نیست و معمولا در هر محله یک قبرستان وجود دارد. بر اساس آمار، فقط در ایالت نیو ساوت ویلز بیش از چهار هزار قبرستان و آرامگاه وجود دارد که سالانه هزینه زیادی برای نگهداری آنها صرف می شود.

 

قیمت قبر بر حسب منطقه گورستان متفاوت است و فرهاد برای خرید یک قبر دو طبقه برای پدرش مبلغ ده هزار دلار پرداخت کرده بود و در این باره می گوید: "به نظر من مردن در استرالیا با توجه به درآمد افراد زیاد گران نیست. اما بیشترین مبلغ باید بایت خریدن قبر پرداخت شود. اما قبرستان هایی نیز وجود دارد که برای افراد بی بضاعت است و مجانی است، اما اگر فرد محل قبرستان را انتخاب کند باید بهای آن را پرداخت کند."

عقاید مذهبی

باید اذعان داشت که مردن در استرالیا برای بازماندگان بسیاری از ایرانیانی که تقیدات مذهبی دارند کار ساده ای نیست. به عنوان مثال ایرانیانی بوده اند که در وصیت نامه خود ذکر کرده اند که حتماً جسدشان توسط یک غسال شیعه شستشو شود و با توجه به اینکه در تمامی نقاط استرالیا غسال شیعه نمی توان پیدا کرد ، معمولاً بازماندگان برای اجرای وصیت متوفی به سختی افتاده اند.

محمد، که در امور خیریه فعالیت می کند، می گوید: "کسی که غسل میت می دهد شرط است شیعه و دوازده امامی باشد. من چند بار با متوفیانی روبرو شدم که وصیت کرده بودند که حتماً یک شیعه بدن آنان را بشوید و غسل دهد. ولی در هنگام مراسم تشییع آنان، چون غسال شیعه حاضر نبود، لذا براساس وصیت هیچ چاره ای نبود و باید وصیت اجرا می شد و من خودم میت را غسل دادم.

یک بار دیگر همسرم میت را که زن بود غسل داد و پس از این کار تا چند شب نتوانست بخوابد. اما در کل باید گفت که در استرالیا آداب مذهبی برای مراسم تدفین ساده تر از ایران برگزار می شود و زیاد سخت گیری نمی شود."

پدر فرهاد مقیدات مذهبی برای چگونگی اجرای تشییع جنازه نداشت و پیش از مرگ صحبتی با نزدیکانش در این خصوص نکرده بود. فرهاد می گوید: "‌پدر من را در تابوت گذاشتند و او را در قبرستان نزدیک محله مان به خاک سپردیم. سپس مراسم یادبودی برپا کردیم و چند نفر که پدرم را می شناختند هر یک به نوبت، برای حضار صحبت کردند ، بعد یک آقایی هم دعا خواند و دست آخر نیز به میهمانان شام داده شد."

درسیدنی قبرستان مختص به شیعیان وجود ندارد و دربرخی قبرستان ها، بخشی را به مسلمانان اختصاص داده اند که مسلمانان شیعه و سنی، هر دو در آن دفن می شوند و با توجه به اینکه مراسم مربوط به تدفین شیعیان با مسلمانان سنی کمی تفاوت دارد، بدین سبب بعضی از ایرانیان در گذشته با مشکلات زیادی دست به گریبان بوده اند.

محمد می گوید: "ایرانیان مقیم استرالیا را می توان از لحاظ دفن اموات به پنج دسته تقسیم کرد: دسته اول کسانی هستند که تمایل دارند تمامی آداب تدفین شیعیان بهنگام مرگ مراعات شود که خوشبختانه در حدود پنج سال است که یک فرد لبنانی غسالخانه ای مختص شیعیان در سیدنی تاسیس کرده است و شیعیان سیدنی از این بابت مشکلی ندارند.

دسته دوم ایرانیانی هستند که ممکن است تقیدات مذهبی داشته باشند ولی چون وصیت نامه ای در خصوص چگونگی دفن خود بر جای نگذاشته اند، بستگان مطابق مقررات گورستان های مسیحی آنان را در تابوت گذاشته و به خاک می سپرند.

دسته سوم ایرانیانی هستند که وصیت می کنند جسدشان سوزانده شود. دسته چهارم ایرانیانی هستند که اقلیت مذهبی همچون بهایی، ارمنی، کلیمی و آسوری به شمار می روند که معمولاً به دست هم کیشان خود دفن می شوند. و دسته آخر ایرانیانی هستند که وصیت می کنند پس از مرگ در ایران دفن شوند".

زندگی شرافتمندانه

دولت استرالیا پس از مرگ، کمک های مالی فراوانی به بازماندگان می کند. به عنوان مثال شریک زندگی متوفی، تا ۱۴ هفته پس از مرگ، مزایای کامل بازنشستگی همسرش را دریافت می کند و اگر همسر متوفی قادر نباشد که مخارج زندگیش را تامین کند، کمکی به عنوان" کمک داغداری" به او تعلق می گیرد. حتی اگر همسر فرد متوفی، بالاتر از ۵۰ سال سن داشته باشد و هیچگونه تجربیات کاری جدیدی نیز در پرونده اش وجود نداشته باشد، پرداخت های ماهیانه ای از طرف دولت به او تعلق می گیرد.
 

در استرالیا مالیات بر ارث وجود دارد و توصیه اکید می شود که حتماً افراد وصیت نامه خود را بنویسند.

قانونی کردن وصیت نامه کار زیاد سختی نیست و فرد باید در نزد یک وکیل وصیت نامه خود را امضا کند و وکیل نیز به عنوان شاهد آن را تایید کند. معمولاً در استرالیا پس از مرگ کسانی که دارای اموال زیاد هستند،‌ آگهی هایی در روزنامه داده می شود تا هر کس که نسبت به تقسیم میراث و اموال ادعایی دارد پا پیش بگذارد، چون بسیار اتفاق افتاده که متوفی، دارای همسر و فرزندان پنهانی نیز بوده که کسی از آن خبر نداشته است.

‌در بیست سال گذشته میزان مرگ و میر زنان و مردان در استرالیا کاهش یافته است واز طرف دیگر، نرخ امید به زندگی در استرالیا به میزان ۶.۱ سال برای مردان و ۴.۵ سال برای زنان افزایش یافته است. آمارها نشان می دهند، چنانچه بچه ای بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ در استرالیا متولد شده باشد اگر پسر باشد انتظار می رود تا سن ۷۸.۵ سالگی و چنانچه دختر باشد تا سن ۸۳.۳ سالگی عمر کند.

این موضوع می تواند دلایلی مختلف داشته باشد ولی مهمترین آنان توجه دولت استرالیا به سلامت شهروندان خود است. فرهاد در خصوص سالهای آخر زندگی پدرش می گوید: "واقعآً پدرم در چند سال آخر عمرش زندگی راحتی داشت و اگر در استرالیا زندگی نمی کرد شاید خیلی زودتر از دنیا می رفت چون بعد از اینکه سه بار سکته کرد با مراقبت های بیمارستان و کادر پزشکی توانست ده سال دیگرزندگی کند."

فرهاد ادامه می دهد: "یک بار به بیمارستان رفتم ، دیدم که پزشک ، یک فرد نیکوکاری را با تار به بیمارستان آورده تا برای پدرم موسیقی ایرانی بنوازد و او را از افسردگی درآورد. من واقعاً نمی دانستم که چگونه از او تشکر کنم. باید بگویم که در این مدت ۱۰ سال دولت استرالیا کمک های شایانی به ما کرد و من از خدا سپاسگزارم که این موهبت را نصیبم کرد که تا آخر عمر در کنار پدرم باشم و او با منزلت و مقام از دنیا برود."

 نقل از بي بي سي 
نوشته شده توسط رضا در ساعت 5:53 | لینک  | 

پیدا کردن کار، بزرگترین مشکل

بسیاری می گویند یافتن شغل مناسب و درخور مهمترین مشکل ایرانیان در استرالیا است و دانستن زبان انگلیسی کلید بازگشایی این قفل بسته. "ما برای این ممکلت ساخته نشده ایم" ‌عبارت مصطلحی هست که زیاد بر زبان ایرانیان جاری می شود. اما در استرالیا باید در نهایت فرد خود را برای کار دلخواه و مورد پسندش آماده سازد زیرا راه دیگری وجود ندارد.

در استرالیا عموما دو نوع محیط کاری را برای ایرانیان می توان متصور شد: اولی عبارت است از مشاغلی که ایرانیان در آن نقش کارفرما دارند که بخش بسیار کوچکی از فضای کاری استرالیا را شامل می شود. این مشاغل معمولاً نقاشی ساختمان، کارهای فیزیکی و ساختمانی، مکانیکی و در کل کارهای خدماتی را شامل می شود و محیط دوم مشاغلی است که کارفرمایانی غیر ایرانی بر آن احاطه دارند و بیشتر داشتن تجربیات کاری و تحصیلات مرتبط شرط حضور در آن است.

به طور معمول کارفرمایان ایرانی بر روال همان روابطی که در بازار کار ایران برای استخدام یک فرد حاکم جاری است در استرالیا نیز عمل می کنند. که بیشتر بر روال آشنایی و ضمانت افراد استوار است. نباید نقش مهم این کارفرمایان برای اعطای کار به مهاجران تازه وارد را دست کم گرفت،‌ اگرچه ایراداتی همچون میزان کم دستمزد و یا دیر کرد در پرداخت ها به آنان وارد است.

بزرگترین مشکلی که برای مهاجرین وجود دارد ورود به بازار کار واقعی در استرالیاست جایی که افراد به میزان تجربیات و تحصیلاتشان ارزشگذاری می شوند. باید اعتراف کرد که حضور در جامعه کار استرالیا به ویژه برای مهاجران تازه وارد فرآیندی بسیار طولانی و پیچیده است. اگرچه بعضی مهاجرینی که از ایران به استرالیا می آیند دارای سوابق درخشان کاری هستند و چه بسا تجربه مدیریت در سطوح بالا را با خود یدک می کشند، اما کارفرمایان استرالیایی بیشتر به داشتن سابقه کار در استرالیا علاقه نشان می دهند.

علی که سابقه ۱۵ سال مدیریت در سازمانهای ایرانی را دارد، نتوانست کاری هم سطح و یا حتی کمتر از تجربیاتش در استرالیا بیابد. او می گوید: "ساز وکار و روابط حاکم بر محیط های کاری در ایران به هیچ وجه قابل مقایسه با استرالیا نیست. ایرانی اقیانوسی است به عمق یک بند انگشت ولی در استرالیا ترجیح می دهند که برکه ای آب را بیابند که ده متر عمق داشته باشد. من در ابتدا وقتی برای مراکز مختلف درخواست کار می فرستادم، بدون استثناء درخواست های کارم رد می شد و حتی به مرحله مصاحبه هم نمی رسید. بعدها متوجه شدم که ذکر سوابق مدیریتی متعدد در کارنامه کاری ام خود عاملی بازدارنده است و به اصطلاح over-qualified هستم . بدین خاطر مجبور شدم که دوره های کوتاه مدت را در مراکز آموزشی بگذرانم و سپس از کارهای بسیار کوچک دفتری شروع کنم."

اما وضع کار برای تمامی مشاغل بدین گونه نیست. معمولاً فارغ التحصیلان رشته های مرتبط با فن آوری اطلاعات از وضع بهتری برخوردار هستند و با توجه به بازار کار مناسب استرالیا بسرعت جذب مشاغل مورد نظر خود می شوند.

محسن که مهندس کامپیوتر است می گوید: "در زمینه فن آوری اطلاعات زمینه کار مناسبی وجود دارد و اکثر ایرانیان مشاغل درخور توجه دارند. شاید یکی از دلایل عمده آن کار با کامپیوتر بجای سر وکله زدن با ارباب رجوع است. معمولاً کارفرما، فلان برنامه کامپیوتری را از شما می خواهد و شما در مهلت مورد نظر کار را باید تحویل دهید. به همین سادگی".- نقل از BBC

نوشته شده توسط رضا در ساعت 20:3 | لینک  | 
 

"http://free.timeanddate.com/clock/i1bo8b8c/n152/ftb/tt0" frameborder="0" width="314" height="18">