دوست داريد ايران بميريد يا استراليا ؟ يا بهتر بگم ، بعد ۱۲۰ سال زبونم لال اگه مرديد کجا خاکتون کنند بهتره؟ سيدني، ملبورن،........کجا با کلاستره ؟ اين متنو بخونيد کمکتون ميکنه:

بر اساس اطلاعات مرکز آمار استرالیا، در سال ۲۰۰۵، 130 هزار و 700 نفر در استرالیا جان خود را از دست دادند که از این میزان، 67 هزار و 200 متوفی مرد و 63 هزار و 500 نفر زن بودند. بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ میلادی نیز تعداد ۳۸۸ نفر ایرانی دراسترالیا وفات یافتند که میانگین مرگ ایرانیان در طی این زمان ۶۴.۶ نفر در سال است.

برگزاری مراسم مربوط به خاکسپاری در استرالیا از بعضی جهات بسیار ساده است، چون شرکت های خصوصی بسیاری وجود دارند که وظیفه آنان مدیریت مراسم تدفین است. این شرکت ها از ابتدا تا انتها، مسئولیت تطهیر، خاکسپاری و تشییع جنازه را برعهده داشته و خدمات متنوعی را ارائه می دهند. البته برگزاری مراسم توسط این شرکت ها نسبتاً پرهزینه است.

فرهاد از خدمات این گونه شرکت ها استفاده ای نکرد و پس از مرگ پدرش تمامی اجرای مراسم را با کمک دوستانش انجام داد. فرهاد در خصوص مرگ پدرش می گوید: "پدر من ده سال پس از سکته ای که کرد با بیماریش جنگید و مدت زمان زیادی را در بستر بیماری سپری کرد. من اگرچه از مرگ پدر غمگینم اما از طرفی خوشحالم که او در سالهای پایانی عمرش به بهترین نحو پرستاری شد و پس از مرگ نیز مراسم آبرومندی برای او بر پا شد."

باید گفت که در استرالیا به موضوع مرگ، صرفنظر از مسائل دینی،‌ به عنوان صنعت نگریسته می شود و حتی بعضی سازمانها، بورسیه هایی نیز برای آموزش مراسم تشییع جنازه به علاقه مندان اعطا می کنند. از طرف دیگر، این سازمانها، ‌افراد را ترغیب می کنند تا قبل از مرگ خود درباره چگونگی برگزاری مراسم تشییع جنازه اشان قرارداد ببندند و با خیالی آسوده و به دور از دلواپسی از چگونگی برگزاری مراسم از دنیا بروند.

به عنوان مثال شخص می تواند انتخاب کند که پس از مرگ، جسدش دفن یا سوزانده شود. در کدام قبرستان دفن شود و اینکه چه کسی سخنرانی مراسم یادبود را بر عهده داشته باشد. فرد، قبل از مرگ خود می تواند نوع تابوتش را که چوبی،‌ فلزی یا ضد آب باشد سفارش دهد. نوع موسیقی که در مراسم پخش شود را انتخاب کند. آیا به هنگام تدفین عینک بر چشم داشته باشد؟ و یا مثلا کلاه مورد علاقه ماهیگیری اش به همراهش دفن شود؟ حتی می تواند نام و نشانی کسانی که دوست دارد تابوتش را حمل کنند را به شرکت اعلام نماید تا به هنگام فرا رسیدن زمان مرگ، افراد برای حمل تابوت مطلع شوند . همچنین می تواند سفارش دهد که قبرش چند طبقه باشد.

فرهاد می گوید: "خرید قبر در استرالیا نیز همچون ایران نسبتاً گران است ‌ و می توان تا یک قبر چهار طبقه خریداری کرد. اما ما برای پدرم یک قبر دو طبقه سفارش دادیم."

برخلاف ایران،‌ تعداد قبرستان ها در شهرهای استرالیا کم نیست و معمولا در هر محله یک قبرستان وجود دارد. بر اساس آمار، فقط در ایالت نیو ساوت ویلز بیش از چهار هزار قبرستان و آرامگاه وجود دارد که سالانه هزینه زیادی برای نگهداری آنها صرف می شود.

 

قیمت قبر بر حسب منطقه گورستان متفاوت است و فرهاد برای خرید یک قبر دو طبقه برای پدرش مبلغ ده هزار دلار پرداخت کرده بود و در این باره می گوید: "به نظر من مردن در استرالیا با توجه به درآمد افراد زیاد گران نیست. اما بیشترین مبلغ باید بایت خریدن قبر پرداخت شود. اما قبرستان هایی نیز وجود دارد که برای افراد بی بضاعت است و مجانی است، اما اگر فرد محل قبرستان را انتخاب کند باید بهای آن را پرداخت کند."

عقاید مذهبی

باید اذعان داشت که مردن در استرالیا برای بازماندگان بسیاری از ایرانیانی که تقیدات مذهبی دارند کار ساده ای نیست. به عنوان مثال ایرانیانی بوده اند که در وصیت نامه خود ذکر کرده اند که حتماً جسدشان توسط یک غسال شیعه شستشو شود و با توجه به اینکه در تمامی نقاط استرالیا غسال شیعه نمی توان پیدا کرد ، معمولاً بازماندگان برای اجرای وصیت متوفی به سختی افتاده اند.

محمد، که در امور خیریه فعالیت می کند، می گوید: "کسی که غسل میت می دهد شرط است شیعه و دوازده امامی باشد. من چند بار با متوفیانی روبرو شدم که وصیت کرده بودند که حتماً یک شیعه بدن آنان را بشوید و غسل دهد. ولی در هنگام مراسم تشییع آنان، چون غسال شیعه حاضر نبود، لذا براساس وصیت هیچ چاره ای نبود و باید وصیت اجرا می شد و من خودم میت را غسل دادم.

یک بار دیگر همسرم میت را که زن بود غسل داد و پس از این کار تا چند شب نتوانست بخوابد. اما در کل باید گفت که در استرالیا آداب مذهبی برای مراسم تدفین ساده تر از ایران برگزار می شود و زیاد سخت گیری نمی شود."

پدر فرهاد مقیدات مذهبی برای چگونگی اجرای تشییع جنازه نداشت و پیش از مرگ صحبتی با نزدیکانش در این خصوص نکرده بود. فرهاد می گوید: "‌پدر من را در تابوت گذاشتند و او را در قبرستان نزدیک محله مان به خاک سپردیم. سپس مراسم یادبودی برپا کردیم و چند نفر که پدرم را می شناختند هر یک به نوبت، برای حضار صحبت کردند ، بعد یک آقایی هم دعا خواند و دست آخر نیز به میهمانان شام داده شد."

درسیدنی قبرستان مختص به شیعیان وجود ندارد و دربرخی قبرستان ها، بخشی را به مسلمانان اختصاص داده اند که مسلمانان شیعه و سنی، هر دو در آن دفن می شوند و با توجه به اینکه مراسم مربوط به تدفین شیعیان با مسلمانان سنی کمی تفاوت دارد، بدین سبب بعضی از ایرانیان در گذشته با مشکلات زیادی دست به گریبان بوده اند.

محمد می گوید: "ایرانیان مقیم استرالیا را می توان از لحاظ دفن اموات به پنج دسته تقسیم کرد: دسته اول کسانی هستند که تمایل دارند تمامی آداب تدفین شیعیان بهنگام مرگ مراعات شود که خوشبختانه در حدود پنج سال است که یک فرد لبنانی غسالخانه ای مختص شیعیان در سیدنی تاسیس کرده است و شیعیان سیدنی از این بابت مشکلی ندارند.

دسته دوم ایرانیانی هستند که ممکن است تقیدات مذهبی داشته باشند ولی چون وصیت نامه ای در خصوص چگونگی دفن خود بر جای نگذاشته اند، بستگان مطابق مقررات گورستان های مسیحی آنان را در تابوت گذاشته و به خاک می سپرند.

دسته سوم ایرانیانی هستند که وصیت می کنند جسدشان سوزانده شود. دسته چهارم ایرانیانی هستند که اقلیت مذهبی همچون بهایی، ارمنی، کلیمی و آسوری به شمار می روند که معمولاً به دست هم کیشان خود دفن می شوند. و دسته آخر ایرانیانی هستند که وصیت می کنند پس از مرگ در ایران دفن شوند".

زندگی شرافتمندانه

دولت استرالیا پس از مرگ، کمک های مالی فراوانی به بازماندگان می کند. به عنوان مثال شریک زندگی متوفی، تا ۱۴ هفته پس از مرگ، مزایای کامل بازنشستگی همسرش را دریافت می کند و اگر همسر متوفی قادر نباشد که مخارج زندگیش را تامین کند، کمکی به عنوان" کمک داغداری" به او تعلق می گیرد. حتی اگر همسر فرد متوفی، بالاتر از ۵۰ سال سن داشته باشد و هیچگونه تجربیات کاری جدیدی نیز در پرونده اش وجود نداشته باشد، پرداخت های ماهیانه ای از طرف دولت به او تعلق می گیرد.
 

در استرالیا مالیات بر ارث وجود دارد و توصیه اکید می شود که حتماً افراد وصیت نامه خود را بنویسند.

قانونی کردن وصیت نامه کار زیاد سختی نیست و فرد باید در نزد یک وکیل وصیت نامه خود را امضا کند و وکیل نیز به عنوان شاهد آن را تایید کند. معمولاً در استرالیا پس از مرگ کسانی که دارای اموال زیاد هستند،‌ آگهی هایی در روزنامه داده می شود تا هر کس که نسبت به تقسیم میراث و اموال ادعایی دارد پا پیش بگذارد، چون بسیار اتفاق افتاده که متوفی، دارای همسر و فرزندان پنهانی نیز بوده که کسی از آن خبر نداشته است.

‌در بیست سال گذشته میزان مرگ و میر زنان و مردان در استرالیا کاهش یافته است واز طرف دیگر، نرخ امید به زندگی در استرالیا به میزان ۶.۱ سال برای مردان و ۴.۵ سال برای زنان افزایش یافته است. آمارها نشان می دهند، چنانچه بچه ای بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ در استرالیا متولد شده باشد اگر پسر باشد انتظار می رود تا سن ۷۸.۵ سالگی و چنانچه دختر باشد تا سن ۸۳.۳ سالگی عمر کند.

این موضوع می تواند دلایلی مختلف داشته باشد ولی مهمترین آنان توجه دولت استرالیا به سلامت شهروندان خود است. فرهاد در خصوص سالهای آخر زندگی پدرش می گوید: "واقعآً پدرم در چند سال آخر عمرش زندگی راحتی داشت و اگر در استرالیا زندگی نمی کرد شاید خیلی زودتر از دنیا می رفت چون بعد از اینکه سه بار سکته کرد با مراقبت های بیمارستان و کادر پزشکی توانست ده سال دیگرزندگی کند."

فرهاد ادامه می دهد: "یک بار به بیمارستان رفتم ، دیدم که پزشک ، یک فرد نیکوکاری را با تار به بیمارستان آورده تا برای پدرم موسیقی ایرانی بنوازد و او را از افسردگی درآورد. من واقعاً نمی دانستم که چگونه از او تشکر کنم. باید بگویم که در این مدت ۱۰ سال دولت استرالیا کمک های شایانی به ما کرد و من از خدا سپاسگزارم که این موهبت را نصیبم کرد که تا آخر عمر در کنار پدرم باشم و او با منزلت و مقام از دنیا برود."

 نقل از بي بي سي 
نوشته شده توسط رضا در ساعت 5:53 | لینک  | 

پیدا کردن کار، بزرگترین مشکل

بسیاری می گویند یافتن شغل مناسب و درخور مهمترین مشکل ایرانیان در استرالیا است و دانستن زبان انگلیسی کلید بازگشایی این قفل بسته. "ما برای این ممکلت ساخته نشده ایم" ‌عبارت مصطلحی هست که زیاد بر زبان ایرانیان جاری می شود. اما در استرالیا باید در نهایت فرد خود را برای کار دلخواه و مورد پسندش آماده سازد زیرا راه دیگری وجود ندارد.

در استرالیا عموما دو نوع محیط کاری را برای ایرانیان می توان متصور شد: اولی عبارت است از مشاغلی که ایرانیان در آن نقش کارفرما دارند که بخش بسیار کوچکی از فضای کاری استرالیا را شامل می شود. این مشاغل معمولاً نقاشی ساختمان، کارهای فیزیکی و ساختمانی، مکانیکی و در کل کارهای خدماتی را شامل می شود و محیط دوم مشاغلی است که کارفرمایانی غیر ایرانی بر آن احاطه دارند و بیشتر داشتن تجربیات کاری و تحصیلات مرتبط شرط حضور در آن است.

به طور معمول کارفرمایان ایرانی بر روال همان روابطی که در بازار کار ایران برای استخدام یک فرد حاکم جاری است در استرالیا نیز عمل می کنند. که بیشتر بر روال آشنایی و ضمانت افراد استوار است. نباید نقش مهم این کارفرمایان برای اعطای کار به مهاجران تازه وارد را دست کم گرفت،‌ اگرچه ایراداتی همچون میزان کم دستمزد و یا دیر کرد در پرداخت ها به آنان وارد است.

بزرگترین مشکلی که برای مهاجرین وجود دارد ورود به بازار کار واقعی در استرالیاست جایی که افراد به میزان تجربیات و تحصیلاتشان ارزشگذاری می شوند. باید اعتراف کرد که حضور در جامعه کار استرالیا به ویژه برای مهاجران تازه وارد فرآیندی بسیار طولانی و پیچیده است. اگرچه بعضی مهاجرینی که از ایران به استرالیا می آیند دارای سوابق درخشان کاری هستند و چه بسا تجربه مدیریت در سطوح بالا را با خود یدک می کشند، اما کارفرمایان استرالیایی بیشتر به داشتن سابقه کار در استرالیا علاقه نشان می دهند.

علی که سابقه ۱۵ سال مدیریت در سازمانهای ایرانی را دارد، نتوانست کاری هم سطح و یا حتی کمتر از تجربیاتش در استرالیا بیابد. او می گوید: "ساز وکار و روابط حاکم بر محیط های کاری در ایران به هیچ وجه قابل مقایسه با استرالیا نیست. ایرانی اقیانوسی است به عمق یک بند انگشت ولی در استرالیا ترجیح می دهند که برکه ای آب را بیابند که ده متر عمق داشته باشد. من در ابتدا وقتی برای مراکز مختلف درخواست کار می فرستادم، بدون استثناء درخواست های کارم رد می شد و حتی به مرحله مصاحبه هم نمی رسید. بعدها متوجه شدم که ذکر سوابق مدیریتی متعدد در کارنامه کاری ام خود عاملی بازدارنده است و به اصطلاح over-qualified هستم . بدین خاطر مجبور شدم که دوره های کوتاه مدت را در مراکز آموزشی بگذرانم و سپس از کارهای بسیار کوچک دفتری شروع کنم."

اما وضع کار برای تمامی مشاغل بدین گونه نیست. معمولاً فارغ التحصیلان رشته های مرتبط با فن آوری اطلاعات از وضع بهتری برخوردار هستند و با توجه به بازار کار مناسب استرالیا بسرعت جذب مشاغل مورد نظر خود می شوند.

محسن که مهندس کامپیوتر است می گوید: "در زمینه فن آوری اطلاعات زمینه کار مناسبی وجود دارد و اکثر ایرانیان مشاغل درخور توجه دارند. شاید یکی از دلایل عمده آن کار با کامپیوتر بجای سر وکله زدن با ارباب رجوع است. معمولاً کارفرما، فلان برنامه کامپیوتری را از شما می خواهد و شما در مهلت مورد نظر کار را باید تحویل دهید. به همین سادگی".- نقل از BBC

نوشته شده توسط رضا در ساعت 20:3 | لینک  | 
 

"http://free.timeanddate.com/clock/i1bo8b8c/n152/ftb/tt0" frameborder="0" width="314" height="18">